من سکوت را دوست دارم
به خاطرتنهایی اش چون در ان تنهایمبرای معنایش که به دنبال تنهایان است
پس خاموش کن هرانچه.که سکوت رامی شکند
حتی یک نگاهحالمان بدنیست غم کم می خوریم
کم که نه.هر روزکم کم می خوریم
اب می خواهم سرا بم می دهند
عشق می ورزم.عذا بم می دهند
خودنمی دانم کجارفتم به خواب
پس چرابیدارم نکردی افتاب
خنجری بر قلب بیمارم زدند
بی گناهم بی خودی دارم زدند
من تورانمی شناسم
.توسقوطی یاصعودی؟ ازچه حسی برگرفتی.من نمی دانم چه بودیازبهاری یاخزا نی
.ازوداعی یاوصالی درنسیم باورعشق شایدم تویک خیالیکاش می شدازنگاهت درک می کردم صبوری ان گل ساقه شکسته گفت که از جنس غروری
ازدرخت ارزوهاتوبگوچیزی ربودی؟ ای طلوع اخرینم
.توکه بودی.توچه بودیپدرتویی تاج سرم
رفتی نمی شه باورم
پدرتویی همه کسم
رفتی شکست بال وپرم
پدردلت شکسته بود
پدرچشات چه خسته بود
فدات بشم ای نازنین
غم تونگات نشسته بود
پدردلم تنگه برات
چه زودتموم شدنفسات
اشکم دیگه درنمیاد
دلم فقط تورومی خواد
خودت اینوخوب می دونی
دوستت دارم خیلی زیاد
دوستت دارم خیلی زیاد
تقدیم به پدرهایی که رفتند
بسمه تعالی
وقتی خدابندهاشوافرید
باقلم سرطلاباپرمرغ پرطلا
واسه همه نوشت قصه ی خوب سرنوشت
نوبت من که رسید
قلم سر طلاشکست مرغ پرطلا پرید
ازمرغ غم یه پرگرفت واسم نوشت قصه ی
تلخ سرنوشت
امام رضا(ع)
دوست دارم بازم بیام
روبروی گنبدت
پابزارم توحیاط وصحن
وسرای حرمت
اقاجون چه کارکنم دلم
چقدرتنگه برات
نمی دونم چه کنم که دوباره یه روزی
بازم بیام به مشهدت
کاش می شدکبوتری بشم برات
پربزنم جلوی تو برم به سوی کربلات
اقاجون یعنی می شه جواز کربلا بدی
این بندت وببینی ویه کمی دوابدی
اقاجون قربون گنبدطلات
قربون پنجره فولادرضات
اقاجون قربون اون غریبیت
قربون مهرووفاوخوبیت
اقاجون دوستت دارم چه جوری
بگم روم نمی شه
می ترسم این وبگم وختم ابروم بشه